تبليغاتX
زیر سایه ی خدا


زیر سایه ی خدا

خدا جونم خیلی دوست دارم

گنجشک به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم که ارامگاه خستگی و سر پناه

بی کسی ام بود اما

طوفان تو ان را از من گرفت.

کجای دنیای تو را گرفته بودم؟

خداگفت:

ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند تو از کمین مار پر گشودی !

چه بسیاربلاها از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخواستی

نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت 23:10 توسط یه بنده ی خدا| |


Design By : Night Skin