تبليغاتX
زیر سایه ی خدا
زیر سایه ی خدا

خدا جونم خیلی دوست دارم

  گفت امشب اينجا کلانتريه مثل وقتي که يه جرمي مي کني مي برنت کلانتري بهت ميگن امشب اگه ضامن بياري همين امشب آزادي به مولا علي بگو بياد ضمانت کنه.....

گفت اگه امشب ضامن نياد پروندت مي ره دادسرا اون موقع شب بيست و يکم بايد کاري کني و گرنه ......

گفت اگه شب بيست و يکم حل نشد تمام اميدت فقط به بيست و سومه اون موقع قاضي حکم مي ده تا مي توني براي غرامت اشک چشم بيار تا مي توني دلسوخته بيار تا حکم آزاديت صادر بشه ...

مي گفت خدايا ما بديم ولي مثل نخد لوبيا ما رو بخر درهم خوب و بد و باهم بخر ما رو به خاطر خوبا بخر .....

و خيلي چيزاي ديگه گفت اما ....

گفت خدا همه اينا رو گفتم که بدوني ما هم جزو رفيقاتيم اگرچه بد ولي هستيم بد کرديم درست ‌اشتباه کرديم درست ولي رفاقت کن بگذر اي مهربانترين رفيقانم

تو اين شبا

اگه يادتان بود و بارون گرفت

دعايي به حال بيابان کنيد

 

و يادتون باشه

علي در کوچه هاي کوفه تنهاست

علي با کوفه در حال مداراست

علي دريا خدا درياست امشب

شب پيوستن دريا به درياست

 

و يادتون نره دعاي اولتون .....

اللهم عجل لوليک الفرج

نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت 13:5 توسط یه بنده ی خدا| |

Design By : Night Melody