تبليغاتX
زیر سایه ی خدا


زیر سایه ی خدا

خدا جونم خیلی دوست دارم

الهی!! بگذار تا در کویر سوزان عشق تو آن تشنه لب باشم که جز ذکر هو چیزی در نفس ندارد.
    
    بگذار نی لبکی باشم که با دم مسیحایی تو جان میگیرد و با نت های هفتگانه ات به رقص
    
    در می آید.از فرش تا عرش تو اوج می گیرد وکلمه شهادت را بر زبان می آورد.
    
    الهی چه کسی جز تو اشکم از چهره پاک می کند و گوهر عشقش را می بخشد؟
    
    جز تو چه کسی دل شکسته مرا می خرد و دل صادق اش را هدیه می کند؟
    
    جز تو چه کسی در قبال وفای من می تواند فنا را به من ببخشاید تا همچون سر به داران
    
    انا الحق گویم؟؟؟؟
    
نوشته شده در دوشنبه 14 آبان1386ساعت 14:26 توسط یه بنده ی خدا| |

گفتم مرا به راه و راستي هدايت فرما
گفتي که راه و راستي همان منم
 
گفتم بپذير اين تن خسته ي مرا
آمدي و در آغوش کشيدي اين بدنم
 
سر تا به پا کهنه بودم و زمخت
دستي ز سر لطف کشيدي تو بر سرم
 
گفتي مباش نگران اي عزيز پدر
تو را نجات ميدهم ، چرا که براي همين من آمده ام
 
با تيشه ي خويش زدي به قلب من
اين قلب چروک خورده و سنگيم
 
برداشتي ز من کفر و دشمني و جور
هم ناعدالتي و گناه و ظلم و ستم
 
اينک من و تو گشت ميزنيم در دريا
خوب راه ميبري اي ناخدا تو اين بلم !
 

نوشته شده در جمعه 11 آبان1386ساعت 18:17 توسط یه بنده ی خدا| |


Design By : Night Skin