تبليغاتX
زیر سایه ی خدا


زیر سایه ی خدا

خدا جونم خیلی دوست دارم

تمام دست ها به سوی اسمان بلند شده بود.

 

تمام چشم ها خیره بر جاده ی خالی و غبار الود اسمان

 

بود.

 

قلبها در ثانیه های انتظار می تپیدند.همه جا پر بود از

 

تاریکی غم وانتظار.وقتی از دور دست ها صدایش شنیده

 

شد تنها برای لحظه ای نگاهها پر از شادی شد .وقتی

 

امد قلبها هر کدام در سینه پرنده ای بود که به اسمان پر

 

کشید.وقتی امد قاصدک ها همه پر کشیدند و اسمان

 

یکدست سپید بود.

 

تمام نگاهها ابی بود.تمام دستها بوی باران می داد.همه

 

جا پر از نوای باران بود و نگاهها یکدست شادی بود.

 

زندگی بوی باران می داد.باران می بارید و می بارید و با

 

هر قطره ی خود زندگی را به روح و جسم مرده ی زمین

 

هدیه می کرد.

 

نوشته شده در جمعه 27 مهر1386ساعت 14:5 توسط یه بنده ی خدا| |

 الهي باك نداريم به هر صفت كه ما را بداري ، اما ما را به آوردن طاعت خود توفيق ده و هر گونه خواهي دار و روزي من از راه حلال بده و هر چه خواهي ده  و مرا به هر صفتي كه خواهي بميران و ليكن مسلمان بميران

الهي نه از كشتن تو خون آيد و نه از سوخته دود ، زيرا كه كشته تو به كشتن شاد است و سوخته تو به سوختن خوشنود

الهي بردار كني رواست ، مهجور مكن و اگر به دوزخ فرستي رضاست ، از خود دور مكن الهي بكش اين چراغ افروخته را و مسوز اين دل سوخته را   

الهي گفتي كريمم ، اميد بدان تمام است ،  تا كرم تو در ميان است نا اميدي حرام است    

الهي طاعت فرمودي و توفيق بازداشتي و از معصيت منع كردي و بر آن داشتي      

الهي تا از مهر تو اثر آمد ، همه مهر ها بسر آمد                  

الهي جرم من زير حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من بگستران 

      مناجات نامه خواجه عبدالله انصاري

نوشته شده در جمعه 27 مهر1386ساعت 13:58 توسط یه بنده ی خدا| |


Design By : Night Skin