میلاد مولود کعبه مبارک....
يا رب اين ماه كدامين مه و امشب چه شب است
كاسمان غرق نشاط است و زمين در طرب است
شد مگر چشم مه امشب به جمالی روشن
کاین چنین خرم و تابنده و پر خنده لب است
آری از منظره ماه و کواکب پیداست
که شب سیزده ماه شریف رجب است
گوش دل بازکن ای بی خبر از عالم غیب
تا منادی دهدت مژده که امشب چه شب است
مژده جبریل امین میدهد از عرش برین
که مبارک شب میلاد امیر عرب است
13:44 | یه بنده ی خدا
|
الهی...
الهی...
ما را از ارامش ملکوتی خود بهره مند ساز و به ما قدرت بخش تا به دشمنان خود عشق ورزیم در برابر زخم زبان گذشت نشان دهیم،هنگام شک و تردید ایمان را به یاری گیریم،وقت نا امیدی امیدوار باشیم.
در برابر تاریکی روشنایی و در برابر اندوه شاد باشیم.
الهی...
ما را یاری کن۷تا پیوسته به یاری دیگران بشتابیم،نه اینکه منتظر باشیم دیگران ما را یاری کنند.به جای انکه توجه داشته باشیم مردم ما را دوست داشته باشند،ما انها را دوست بداریم
و بدانید که :
محبت زاییده ی محبت
گذشت نتیجه ی گذشت
و زندگی جاویدان نه فانی،شدنی به خاطر دیگران است.
17:44 | یه بنده ی خدا
|
ای....
ای یگانه ! ای بی همتا!
ای شنونده بر سکوت من!
ای انکه در کائنات بزرگ خود بر انسانی همچون من دستور سجده داده ای!
ای دهنده ی نعمت اب!
ای نقاش جهان وفلک!
ای زنده کننده جان و روح من!
ای خالق عقل وکمال !
ای صاحب غروب زیبا!
ای خالق باران رحمت!
ای بخشاینده ی هر گناه و معصیت!
ای رئوف!
ای شکور!
ای قادر بی همتا!
ای قدرت مطلق !
ای مسلط بر همه امور!
ای فرمانبردان موجهای سرکش!
ای شاهد هر ماجرا!
ای انکه بی اذن تو برگی از شاخه جدا نمی شود و قطره از اسمان نمی بارد!
تو را قسم به شب پر ستاره،
تو را قسم به دل پاره پاره،
تو را قسم به شهاب گریزان،
تو را قسم به لحظه های برگ ریزان،
تو را قسم به نگاه معصوم کوذک،
تو را قسم به شکوه باز شدن غنچه های پر امید،
تو را قسم به اشک توبه ،
تو را قسم به ستاره های دل انگیز،
تو را قسم به لحظه ای که دلها برای شنیدن صدایت می تپد،
تو را قسم به دعای مادر،
از گناهان ما بگذر ،ما را در کنار خودت محشور کن ،ما را به رضایت به بهشت بفرست ،ما را به لیاقتمان راهی رضوانت کن.
خداوندا ما را به رحمتت مورد قضاوت قرار ده نه به عدالتت چرا که رسوای جهانیم...
11:22 | یه بنده ی خدا
|
دوستی....
دوستی را گنجی دیدم بس ارزشمنددر صندوقچه ای گرانبها گذاشتم!
صندوق را به امینی سپردم ، او به ده کیسه زر خام شد.
گفتم : تو را چه شد آن را فروختی ؟
گفت : جای دوستی نه در صندوقچه است ، صندوق را فروختم
دوستی را از آن پس در سازی شکسته جا دادم که نه کسی به ده کیسه زر خرد ونه دزدی شبانه ان را برد...
15:15 | یه بنده ی خدا
|
براي تو مينويسم
براي تو مينويسم ، براي تو كه قاصدكهاي دلم را هر جمعه به سويت ميفرستم، اما آن هنگام كه حرير قرمز رنگ غروب در آسمان پرسه ميزند، بيخبر برميگردند... مثل هميشه.
براي توآن لحظه که پروندهام را ميگشايي سيلي از اشك صورت ماه گونه ات را نقرهاي رنگ ميكند، صداي شكسته شدنِ قلبت را شنيدم آن موقع كه زير لب گفتي: تو ديگر چرا؟ اما باز من بيتوجه....
براي تو كه موقع غفلت نگاهم ميكني...
براي تو كه هنگام بيقراري دستان پرمهرت را روي سينهام ميگذاري و دل طوفانيام را آرامش ميدهي.
براي تو كه هنگام سياهي شب در نماز مرا دعا ميكني با تمام زشتيهايم...
براي تو كه موقع معصيت نگاهت را به چشمانم ميدوزي و من پشيمان از...
براي تو كه همچون ساقي پياله مستي را به دستم ميدهي و اين عطشزده را سيراب ميكني.
براي تو كه وجودت از نور و قلبت از آسمان و چشمانت همچون زهراست.
براي تو كه هنگام صبح موقع دعاي عهد كنارم مينشيني و با العجل العجل دستانت را بلند ميكني و آمين...
براي تو كه هرگاه اشتباه ميكنم چشمان زهراييت را به آسمان ميدوزي و ميگويي خدايا او را به من ببخش...!
براي تو كه هر شب جمعه عطر سيب كربلا را به مشام عاشقان ميرساني.
براي تو كه قفل دلم را با نگاهي باز كردي و مهمان وجودم شدي.
براي تو كه ميداني بيقراريهايم از چيست؟ و براي چه غمگينم!
براي تو كه از درونم آگاهي و آنرا تسخير كردهاي.
براي تو كه مونس تنهايي و شبهاي بيروحم هستي.
يادت هست..... من نيز خوب بخاطر دارم؟
براي تو كه مرا مي بخشي بخاطر تمام نادانيها و اشتباهاتم.
و براي تو كه روزي خواهي آمد از سرزمين نور و عاشقان را مزد انتظار ميدهي.
پس بپذير هذه القليل
14:46 | یه بنده ی خدا
|
به نام او ...
شیشه ی عطر بهار لب دیوار شکست
و هوا پر شده از بوی خدا
همه جا ایت اوست
دیدنش اسان است
سخت انست که نبینی او را....
15:26 | یه بنده ی خدا
|
خداحافظ....
سلام
ممنون از این همه لطفتون که بهم سر میزنین و نظر میزارین
تا بعد از نوروز از اپ خبری نیست
اگه خدا بخواد دارم میرم کربلا
عید خوبی رو براتون ارزو می کنم
خداحافظ......
18:4 | یه بنده ی خدا
|